آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

مسافرت سه نفره -5

روز آخر هم همراه خاله مریم رفتیم علی آباد خونه مادر خاله مریم . و بعدشم جنگل کبودوال و آبشارش که واقعا قشنگ و دیدنی بود و عمو محسن مهربون که تمام راه آبشار آبتین روی گردنش نشسته بود.   ...
13 مرداد 1393

مسافرت سه نفره -4

و بعد از کلی بازی و تفریح و ماسه بازی نوبت غذا بود. البته پیشنهاد من این بود که صحنه رو ترک نکنیم تا بازی آبتین بهم نخوره . به همین خاطر خاله مریم هم افتاد زحمت و 25 کیلومتر رفتن و غذا خریدن و برگشتن . البته  چلو ماهیچه شمالی مخصوص خیلیییی خوشمزه و جوجه کباب مخصوص هم که سفارش آبتین بود . بعد از غذا یه استراحت کوچولو و دوباره.... همه ساحل رو می خواست علامت گذاری کنه و بعد ....: بالاخره غروب شد و آبتین خان که حسابی خسته بود اجازه مرخصی داد. خداحافظ دریای مواج قشنگ تا مسافرت بعدی اینم ماشین خاله مریم که آبتین کلی باهاش کیف می کرد . همش سقفش باز بود و آبتین حسابی همه جا رو نظارت می کرد   &n...
13 مرداد 1393

مسافرت سه نفره -3

و اما قسمت خیلی خوب سفر ، دریا (ساری) من و پسرم داریم می زنیم به دریا اینجا هم آبتین داره با کمک عمو محسن آدمک درست میکنه اینم آدمک: و حالا قالب آبتین ...
13 مرداد 1393

مسافرت سه نفره -2

ناهارخوران گرگان اینم تامی گربه ملوس خاله مریم وقتی من آبتین رو بغل می کردم تامی هم رو زمین دراز می کشید و می خواست که اونم بغل بگیرم ...
13 مرداد 1393

مسافرت سه نفره -1

به پیشنهاد خاله نسترن و تایید آبتین ، تصمیم گرفتیم سه نفری تعطیلات عید فطر رو بریم شمال خونه خاله مریم.( از شنبه 4/5/93 تا پنجشنبه 9/5/93) سفرمون هم کلا هوایی بود . اول با هواپیما رفتیم تهران بعد ساری برگشت هم از گرگان اومدیم تهران و بعد خرم آباد کلا سفر خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت. مخصوصا خاله مریم و عمو محسن هم که سنگ تمام گذاشتن و واقعا میزبانهای خوبی بودن البته من و آبتین یه روز زودتر رفتیم تهران خونه خاله من و همون روز هم با سحر دوست خیلی خوبم و پسر گلش آریا جون رفتیم بیرون و چون همیشه  حق تقدم با بچه ها هست بیرون یعنی شهر بازی (بولینگ عبده ) البته به آریا و آبتین و من و سحر جون هم خیلی خوش گذشت آریا و آبتین خیل...
13 مرداد 1393

اسکیت بازی

الان 3 هفته ای میشه که ابتین کلاس اسکیت میره و خدا رو شکر خودش که خیلی دوست داره . البته سخت هست اما نفسم می تونه و موفق میشه . من مطمئنم و اینم آبتین و مربی اسکیتش ...
15 تير 1393

رصد خونه

هفته پیش دختر خاله من ( رویا جون ) اومد اینجا و چند روزی رو پیشمون موند. خیلی خوب بود و به همه مخصوصا آبتین که خیلی خوش گذشت و حسابی با خاله رویا رفیق فابریک شده بود. یه شب که دایی جون هم بود همه با هم رفتیم رصد خانه یا به قول آبتین وسط خونه . خیلی جالب بود مخصوصا برا آبتین. با تلسکوپ ستاره ها رو نگاه می کرد و کلی در بارشون با راهنماها صحبت می کرد. سیاره مریخ و زحل رو هم دیدیم که واقعا زحل با اون هاله دورش خیلی قشنگ و دیدنی بود. وقتی نوبت به افلاک نما رسید آبتین کلی سوال می پرسید و خانم راهنما هم که از کنجکاوی آبتین خوشش اومده بود با حوصله جوابشو می داد. جالبه که تو ستاره ها دنبال خرم آباد می گشت و می پرسید خرم آباد کجاست. یه ستاره قرم...
15 تير 1393

گردش دو نفره

هفته پیش با آبتین رفتیم گردش دو نفره. اول رفتیم کلی خرید و بعدش هم پانیذ. اینجا هم آبتین منتظره که پیتزا پانیذ رو نوش جون کنه ...
15 تير 1393

برای پسرم

قطعا تمام تلاشمو می کنم که :   به پسرم خیلی محبت کنم اونقدری که بزرگ شد باعشقش مث یه پرنسس رفتار کنه تاجفتش بفهمه که پسرم تودستای یه ملکه بزرگ شده!! ... روزا دستاشو میگیرم و چنون با محبت بغلش میکنم که بغل کردن عاشقونه رو با تموم وجودش یاد بگیره !! بهش یادمیدم که همه ی آدمها خصوصا همسرشون تشنه محبتند و پنهون کردن عشق و علاقه زندگیشو سرد می کنه! بهش یاد میدم که خانما اقابالا سر و سایه ی سر نمیخوان ، عشق ، دوست و همراه صمیمی می خوان! بهش یاد می دم که هیچوقت دل عشقش رو نشکونه ، چون دیگه نمی تونه ترمیمش کنه !! بهش یاد میدم اونقدعاشقونه به عشقش نگا کنه انگار قحطی آدمه !! به پسرم یاد می دم که عشقشو عاشقونه بغل ...
20 خرداد 1393